باور خطرناک :کسی به ما حمله نمیکند
در دهه اخیر، کشورهای در حال توسعه با سرعتی چشمگیر وارد مسیر دیجیتالیسازی شدهاند. گسترش هوش مصنوعی، هوش مصنوعی مولد، رایانش ابری، بانکداری دیجیتال، پرداختهای الکترونیکی و خدمات آنلاین، فرصتهای اقتصادی بزرگی ایجاد کرده است؛ اما همزمان، واقعیتی نگرانکننده نیز شکل گرفته است، امنیت سایبری نتوانسته همزمان با این رشد فناوری بلوغ پیدا کند.
این شکاف، صرفاً یک مسئله فنی نیست، بلکه نتیجه ترکیبی از سیاستگذاری ناکافی، کمبود نیروی متخصص، محدودیت بودجه و نگاه اشتباه به امنیت سایبری بهعنوان یک هزینه اضافی است. در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، تمرکز اصلی سازمانها بر «دیجیتال شدن» است، نه «دیجیتالِ امن شدن».
در بخش بزرگی از سازمانهای کوچک و متوسط، زیرساختهای فناوری اطلاعات بهصورت تدریجی و بدون طراحی امنیت محور توسعه یافتهاند. سیستمها اضافه شدهاند، سرویسها آنلاین شدهاند و کاربران افزایش یافتهاند، اما همزمان مکانیزمهای دفاعی متناسب با این رشد شکل نگرفته است.
بسیاری از این سازمانها فاقد تیم امنیت سایبری داخلی هستند. این موضوع در نگاه مدیران، تصمیمی منطقی به نظر میرسد؛ چراکه منابع مالی محدود است و اولویت با توسعه کسبوکار و افزایش درآمد قرار دارد. نتیجه این رویکرد، استفاده از سیستمهای قدیمی، بهروزرسانینشده و بدون مانیتورینگ مستمر است؛ محیطی که برای مهاجمان سایبری، هدفی کمهزینه و پربازده محسوب میشود.
یکی از رایجترین و در عین حال خطرناکترین تصورات در میان کسبوکارهای کوچک این است که «ما آنقدر بزرگ نیستیم که کسی به ما حمله کند». این طرز فکر، دقیقاً همان چیزی است که مهاجمان روی آن حساب میکنند.
در واقعیت، مهاجمان سایبری به دنبال سازمانهای بزرگ و مشهور نیستند؛ بلکه به دنبال اهدافی هستند که دفاع ضعیفتری دارند، رفتار کاربران آنها قابل پیشبینی است و نفوذ به آنها نیازمند زمان و هزینه کمتری است. بسیاری از حملات زنجیرهای، دقیقاً از همین شرکتهای کوچک آغاز میشوند و سپس از طریق دسترسیها، ارتباطات یا سرویسهای مشترک، به سازمانهای بزرگتر گسترش پیدا میکنند.
تجربه حملات بزرگ در کشورهای در حال توسعه نشان داده است که واکنش بعد از حادثه، نهتنها پرهزینه است، بلکه اغلب اعتبار سازمان را نیز بهطور جدی خدشهدار میکند. به همین دلیل، حرکت به سمت معماریهای امنیتی مدرن دیگر یک انتخاب لوکس نیست.
مدلهایی مانند Zero Trust، امنیت دائمی و پایش مستمر، به سازمانها کمک میکنند تا بهجای اعتماد پیشفرض، هر دسترسی و هر رفتار را بررسی و اعتبارسنجی کنند. اگرچه پیادهسازی این مدلها نیازمند سرمایهگذاری است، اما هزینه آن در مقایسه با خسارات مالی، حقوقی و اعتباری ناشی از یک رخداد امنیتی، بهمراتب کمتر خواهد بود.
در چنین فضایی، استفاده از راهکارهای امنیتی متناسب با واقعیت کشورهای در حال توسعه اهمیت ویژهای دارد. راهکارهایی که علاوه بر دقت بالا، پیچیدگی اجرایی زیادی نداشته باشند.
امّا انسان؛ همچنان ضعیفترین حلقه زنجیره امنیت است.
در نهایت، هیچ راهکار فنی بدون آموزش و آگاهی کارکنان کامل نخواهد بود. آمارهای جهانی نشان میدهد بخش عمدهای از حملات موفق، ریشه در خطای انسانی دارد؛ از کلیک روی لینکهای فیشینگ گرفته تا استفاده از رمزهای عبور ضعیف یا اشتراکگذاری ناآگاهانه اطلاعات.
برنامههای آموزش و افزایش آگاهی امنیت سایبری، بهویژه در کشورهای در حال توسعه، نقشی اساسی در کاهش این ریسک ایفا میکنند و باید همزمان با پیادهسازی ابزارهای فنی مورد توجه قرار گیرند.
جمعبندی:
چالش امنیت سایبری در کشورهای در حال توسعه، نتیجه عقبماندن امنیت از سرعت تحول دیجیتال است. تا زمانی که امنیت بهعنوان بخشی جداییناپذیر از توسعه فناوری در نظر گرفته نشود، این شکاف عمیقتر خواهد شد. ترکیب معماریهای مدرن امنیتی، ابزارهای متناسب، کنترل دسترسی، و آموزش نیروی انسانی میتواند این مسیر پرریسک را به مسیری پایدارتر و امنتر تبدیل کند.
شرکت مدیران شبکه برنا با بیش از ۱۰ سال سابقه تخصصی در حوزه امنیت اطلاعات و زیرساخت شبکه، بهعنوان یکی از مجموعههای فعال و قابلاعتماد در این حوزه، خدمات خود را متناسب با نیاز سازمانها، شرکتها و کسبوکارهای در حال رشد ارائه میدهد.
🔗 مطالعه مطلب بعدی:
DLP سیمانتک Symantec: راهکار جلوگیری از نشت دادهها در سازمانها












